خودپنداره

خودپنداره یکی از جنبه‌های مهم رشد اجتماعی است که در بدو تولد شکل نگرفته، بلکه از طریق تجارب اجتماعی و از طریق ارتباط با افراد دیگر اجتماع به دست می‌آید. شکل‌گیری آن در دوران طفولیت و کودکی ادامه داشته و تقریباً در دوران نوجوانی به ثبات می‌رسد. چنین نگرشی به خودپنداره حاکی از آن است که می‌توان با درگیری موفقیت‌آمیز در فعالیتهای شناختی، اجتماعی و حرکتی موجب رشد و پرورش خودپنداره مثبت گردید. از طرفی تکامل خودارزیابی مثبت ازطریق رفتارهای خودکارآمد و تجارب موفقیت‌آمیز نیز موجب برخورداری از احساس مثبت نسبت به خویشتن خواهد گردید(15).

خودپنداره، آگاهی و درک هوشیارانه از خویشتن می‌باشد که شامل جنبه‌های  عقلانی، اجتماعی، احساسی و بدنی می‌باشد. جنبه عقلانی شامل عملکردها و کارکردهای تحصیلی در حوزه‌های علوم مختلف و توانایی حل مسئله می‌باشد. جنبه اجتماعی شامل وضعیت اجتماعی، عضویت در گروههای شغلی و اجتماعی یا القاب (نظیر رهبر و…) می‌باشد. جنبه احساسی و شخصیتی خودپنداره شامل صفات، سلیقه‌ها و تمایلات افراد می‌باشد(49).

2-2-3-1   مدل‌های نظری خودپنداره

«مارش وهاتی» براساس مدلهای هوش، به بسیاری از مدلهای نظری خودپنداره اشاره کرده‌اند. آنها به ارتباط موضوعاتی چون وجود و اهمیت نسبی عامل توانایی عمومی، نظریه‌های چندبعدی هوش و مدلهای سلسله مراتبی که از الحاق دیدگاه‌های عمومی و چندبعدی به‌دست آمده‌اند، اشاره داشتند. مدل یک بعدی[1] که یادگار مدل دو عاملی هوش اسپیرمن می‌باشد. مبتنی بر این اصل است که فقط یک عامل عمومی از خودپنداره وجود دارد و یا اینکه یک عامل عمومی، سایر عوامل اختصاصی‌تر را تحت تأثیر قرار می‌دهد (شکل 2-1- الف).

البته تحقیقات بعدی کاملاً مدل چندبعدی را تأیید کرده و حمایت کافی از دیدگاه یک بعدی به‌دست نیامده است، به این معنی که درک کامل خودپنداره بدون توجه به ماهیت چند بعدی آن ناقص خواهد بود.

مطلب مشابه :  کسب و کار اینترنتی - لوکساور

2-2-3-2    مدلهای عامل مستقل یا بهم پیوسته[2]

مدل و ساختار خودپنداره را چند بعدی  دانسته و تفاوت بین آنها در میزان همبستگی بین ابعاد چندگانه است. در مدل عامل مستقل فرض بر این است که عوامل درگیر مطلقاً ازهم جدا هستند (شکل 2-1- ب). درحالیکه در مدل عامل بهم پیوسته بر ارتباط بین عوامل اشاره شده است (شکل 2-1- ج ). در تحقیقات مختلف از مدل بهم پیوسته بیش از مستقل حمایت به عمل آمده است.

مدل ساختار هوش گیلفورد[3]، الهام گرفته از مدل طبقه‌بندی خودپنداره سوارس[4] بود. ویژگی منحصر به فرد مدل گیلفورد این است که بخشهای هوش آن از دو بعد یا بیشتر تشکیل شده است که هرکدام دارای دو سطح بوده‌اند. دو نمونه از این مدل در شکل 3ـ2ـ هـ آمده‌اند. مدل سلسله مراتب چند بعدی (شکل 2-1- و). تلفیقی از مدلهایی است که به آنها اشاره شده است. بعنوان یک مدل یک بعدی بر این پیش فرض استوار است که جزء عمومی آن در رأس این سلسله مرتبه قرار گرفته است. بنابراین جنبه سلسله  مراتب بسیار قوی است. به‌عنوان یک مدل چند بعدی عامل مستقل، این سلسله مراتب   بسیار ضعیف هستند. براساس مدل چند بعدی به‌هم پیوسته نیز روابط بین عوامل در این مدل نزدیک به صفر می‌باشند، بنابراین این مدل از قابلیت تغییر بسیار خوبی برخوردار است.

تعدادی از محققان مثل (شاولسون، هوبنر و استانتون) هفت ویژگی مهم را در تعریف خود از ساختار خودپنداره شناسایی کردند:

1)     خودپنداره سازمان یافته و از ساختار برخوردار است.

2)     چندبعدی است.

3)   سلسله مراتبی است، به این ترتیب که قاعده آن را ادراکات رفتار فردی، میانه آن را استنباط راجع به خویشتن در حوزه‌های مختلف (اجتماعی، بدنی، تحصیلی و علمی) و رأس آن را خودپنداره عمومی تشکیل می‌دهند.

مطلب مشابه :  سایت دوفانوس

4)   خودپنداره واقع در رأس ثابت است ولی نتایج تا حد زیادی به موقعیت ویژگی داشته و با رسیدن به مراتب پایین‌تر از ثبات کاسته می‌شود.

5)     خودپنداره با افزایش سن، بیشتر ساختار چندبعدی پیدا می‌کند.

6)     خودپنداره هم توصیفی و هم ارزشیابی است.

7)     می‌توان آن را از سایر ساختارها متمایز نمود.

خودپنداره عمومی که در رأس قرار گرفته در سطح بعدی به دو سطح تحصیلی و غیرتحصیلی تقسیم می‌شود. خودپنداره تحصیلی یا علمی[5] به خودپنداره در حوزه‌های موضوعی، اختصاصی تقسیم می‌شود و خودپنداره غیرتحصیلی به صور احساسی، اجتماعی و بدنی تقسیم می‌شود. همچنین در مورد سطوح پایین‌تر این مدل پیشنهاد شده که از تعمیم‌پذیری کمتری برخوردار بوده، کاملاً اختصاصی بوده و بیشتر با رفتار واقعی مرتبط هستند(44).

[1] – Unidimensional model

[2] – Independent and Correlated Factor Models

[3] – Guilford

[4] – Soares

[5] – Academic Self – Concept