خلاقیت، نوآوری و کار آفرینی

خلاقیت، نوآوری و کار آفرینی

از آنجا که مزیت های نسبی کشورهای جهان سوم در زمینه مواد خام و کارگران ارزان به دلیل اتوماسیون ارزش خود را از دست داده اند، توسعه فناوری و به تبع آن تولید محصولات و خدمات ابداعی و نوآور، به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل شده است. این امر مستلزم خلاقیت نو آوری و کار آفرینی می باشد. نقش این سه عامل را به ترتیب زیر می توان خلاصه کرد:

1-خلاقیت: یک توانایی فکری است که می تواند به به یک اختراع یا ایده ای بکر در فرد خلاق منجر شود. (دانشنامه فارسی اقتصاد)

2- نوآوری: فرایندی است که این اختراع یا ایده را به محصول یا خدمتی که به بازار قابل عرضه است تبدیل می کند. (دانشنامه فارسی اقتصاد)

3-کارآفرینی: ویژگی فردی است که با عزمی راسخ با وجود موانع بسیار در رساندن یک محصول به بازار فرایند نوآوری را با موفقیت هدایت می کند. (دانشنامه فارسی اقتصاد)

از آنجایی که کارآفرینی مستلزم نوع ویژه ای از خلاقیت است و همچنینی در تمامی مراحل نوآوری، از ایجاد ایده اولیه تا تأمین منابع مالی و فروش، همه مستلزم خلاقیت است. لذا ابتدا به تعاریف و عناصر اصلی خلاقیت می پردازیم.

خلاقیت را به صورت های مختلف و متعددی تعریف کرده اند. اما در تعاریف دو مفهوم تازگی و نو بودن و دیگری ارزشمندی وتناسب مشترک می باشد.  خلاقیت متشکل از عناصر و اجزای مختلفی است. آمابیل [1]سه عنصر “مهارت های مربوط به قلمرو یا موضوع”، “مهارت های مربوط به خلاقیت” و همچنین “انگیزه” را اجزای اصلی خلاقیت می دانند.

مطلب مشابه :  نظریه ها و طبقه بندی های مختلف مکانیسم های دفاعی

مهارت های موضوعی: دانش و شناخت ما نسبت به موضوع، حقایق، اصول و نظریات در آن موضوع می باشد.

مهارت های خلاقیت: این مهارت ها با شکستن قالب های خشک ذهنی، مهارت های موضوعی را در راه جدیدی به کار می گیرد، یعنی از مهارت های موضوعی به شکل جدیدی استفاده می کند. مهارت های خلاقیت با ارزش های فکری زیر همراه است:

1-شکستن عادت ها
2-به تعویق انداختن قضاوت ها و ارزیابی
3- درک پیچیدگی با توجه به مسائل پیچیده و درگیر شدن با آن
4- متفاوت دیدن مسایل و مشاهده امور به شیوه تازه ای که قبلاً به آن توجه کافی نشده است.
4- وسعت فکر و برقراری ارتباط میان ایده های متفاوت تکنیک هایی وجود دارد که این ارزش های فکری را تقویت می کند. از جمله: توفان فکری، اسکمپر، اسینکتیکس و … (موسوی ، 1386 : ص 2)

انگیزه: یکی از عناصر اصلی و شاید مهم ترین جزء این مجموعه است. انسان بدون انگیزه بیرونی و درونی نمی تواند کار خلاقانه انجام دهد. اگر انگیزه درونی باشد کار برای افراد لذت بخش و جالب خواهد بود. آمابیل می گوید انگیزه درونی مهم ترین نقش را در خلاقیت ایفا می کند اگر افراد از ابتدا به کار علاقه داشته باشند و با لذت و رضایت وارد کار شوند و نه فشار خارجی، آنگاه می توانند خلاقیت بیشتری از خودشان نشان دهند.

2-2-11-فرآیند خلاقیت

فرآیند شکل گیری راه حل های خلاق و مسایل و گام هایی که در این فرآیند برداشته می شود، فرآیند خلاقیت می باشد. در این زمینه آمابیل الگوی جالبی از فرآیند خلاقیت ارائه کرده که شامل چهار مرحله اساسی ،عرضه مسئله، آمادگی، ایجاد پاسخ و اثبات پاسخ است. اما اهمیت آن در روابط این مراحل باعناصر سه گانه خلاقیت است. در مرحله اول (ارائه کار یا مسئله) انگیزه تأثیر مهمی دارد. چرا که برای شروع فرآیند خلاق وجود انگیزه ضروری است و در مرحله دوم که آمادگی برای پاسخ یا راه حل است، بررسی، جستجو، مطالعه و جمع آوری مدارک در خصوص موضوع انجام می پذیرد. به رغم باور عموم، این مدل حاکی از آن است که اطلاعات بیشتر موجب خلاقیت بیشتر نمی شود. بیشتر اوقات افرادی که تازه وارد یک رشته شده اند خیلی بیشتر از افرادی که مدت طولانی در آن زمینه تلاش کرده اند، کار خلاق عرضه می کنند. همان گونه که تحقیقات تجربی نشان می دهند، دانش مهم نیست بلکه راه کسب آن مهم است. در مرحله سوم جستجوی حافظه و محیط اطراف برای ایجاد راه حل ممکن است؛ که انگیزه و مهارت های خلاقیت در این مرحله مؤثر است.در مرحله چهارم که آزمایش پاسخ ممکن در مقابل اطلاعات و معیارهای واقعی دیگر است مهارت های مربوط به موضوع ضرورتی است که بتوان پاسخ ممکن را با مقیاس و اطلاعات موجود مقایسه کرد و به این نتیجه رسید که آیا راه حل ممکن موفقیت آمیز بوده یا اینکه پاسخ مستدل نیست و امکان تولید وجود ندارد و راه حل به شکست انجامیده است و یا اینکه راه حل توانسته است ما را به هدف نزدیک کند. (همان منبع : ص 4)

مطلب مشابه :  شکل گیری کنترل فردی و عوامل تعیین کننده آن

 

2-2-12- انواع کارآفرینی

در یک نگاه کلی می توان کارآفرینی را به دو نوع اساسی تقسیم نمود. کارآفرینی فردی و کارآفرینی سازمانی. اگر نوآوری و ساخت محصولی جدید یا ارائه خدماتی نو با توجه به بازار، حاصل کار فرد باشد؛ آن را کارآفرینی فردی و اگر حاصل تلاش یک تیم در سازمانی باشد؛ آن را کارآفرینی سازمانی می نامند.

بسیاری از کارآفرینان کار خود را در قالب ایجاد شرکت های کوچک و متوسط[2]  شروع می نمایند. این شرکت ها سهم به سزایی در توسعه صنایع پیشرفته وایجاد اشتغال داشته و نسبت به شرکت های بزرگ از انعطاف پذیری بالایی برخوردارند. لذا بسیاری از دولت ها متقاعد شده اند که باید بستر رشد را برای واحدهای کوچک و متوسط در قالب انکوباتورها (مراکز رشد فناوری)، پارک های صنعتی و فناوری فراهم نمایند و آنها را تا زمانی که بتوانند به صورت یک شرکت مستقل وارد بازار شوند، حمایت کنند. در کشورهای جنوب شرقی آسیا ۹۵% کل بنیادهای اقتصادی و صنعتی کشورها را  این شرکت ها تشکیل داده و به عنوان رکن اساسی در اقتصاد و اشتغال این کشورها تاثیرگذارند. (آذری ، 1388)

[1] Amabile

[2] SME