خبر گری هیجانی

. نظریه لابو وی- ویف: خبر گری هیجانی:
به نظر لابووی-ویف در اوایل بزرگ سالی) تفکر انتزاعی (عمل گرایانه ،یعنی ابزاریبرای حل کردن مشکلات،واقعی میشود.لابووی- ویف درباره ی رشد استدلال در زمینه ی هیجان نیز تحقیق کرده است. او معتقد است افراد سالخورده و اهایی که از لحاظ روانی پخته هستند، از احساسات خود بیشتر خبر دارند. انها در نتیجه فکر کردن به تجربیات زندگی و استفاده از راهبردهای مقابله ای که سر شار از اگاهی هیجانی است ، واکنش های هیجانی را به صورت پیچیده تری توصیف میکنند. برای مثال،در یک تحقیق مشخص شد عصبانیت و غمگینی فنی تر عمل میکنند.مثلا میگفتند:<آدرنالیم بالا بود>. یا <ضربان قلبم تند شده بود>و در ضمن انها میگفتند که چگونه باید احساس میکردند نه اینکه چه احساسی داشتند.در مقابل سالخوردگان در توصیف تجربیات شخصی،جنبه های ذهنی و عینی هیجان را با هم ترکیب میکردند. یک نمونه اینگونه گفته بود:<قلبم میدرخشید و نور خورشید را در ان احساس میکردم هنگام ازدواج،شمعها در حال بر افروختن بودندو….>فراست و هوشمندی هیجانی سالخوردگان به انها کمک میکند تا تعبیرهای هیجانی را از جنبه های عینی موقعیتها به نحوی کار امدتر از جوانان ، تفکیک کنند. در نتیجه راهبردهای مقابله کردن انها معمولا به این صورت است که قبل از تصمیم گیری درباره ی یک اقدام ، باید مطمئن شوند تمایلات انها کاملا درک شده است.(شجاعی،1378.).سالخوردگان دوره های تعمق شدید نیز داشته اندو بهتر میتوانند رویدادهای ناگوار را با نگرشی مثبت تعبیر کنند. یعنی عواملی میتوانند به خویشتن پذیری جدا نشدنی از انسجام من کمک کنند. در مجموع دست اورد روانی – اجتماعی مهم در اواخر زندگی ،خیره شدن در پردازش اطلاعات هیجانی و پرداختن به خود گردانی هیجانی است.(شجاعی،1378).
.نظریه رابرت باتل ردرمورد سالمندان:
وقتی که به سالخوردگان فکر میکنیم اغلب انها را طوری در نظر میگیریم که به یاد گذشته ها هستند به طوری که خاطراتی درباره ی افراد و رویدادهای گذشته خود نقل میکنند. و افکار و احساسات همراه با انها را بر زبان می اورند.در حقیقت تصویر سالخوردگان به صورت افرادی که به یاد گذشته هستند به قدری فراگیر است که در بین کلیشه های منفی پیری قرار میگیرد . دیدگاه رایج این است که سالخوردگان برای گریختن از واقعیت های اینده نزدیک و نزدیک بودن به مرگ در گذشته زندگی میکنند.پژوهشگران هنوز کاملا نمی دانند چرا سالخوردگان بیشتر از جوانان از گذشته یاد میکنند ولی نظریه وپژوهش فعلی حاکی از ان است که اندیشیدن به گذشته میتواند مثبت و انطباقی باشد. به عقیده رابرت باتلراغلب سالخوردگان به عنوان بخشی از دستیابی به انسجام من ،جلوگیری از یاس و نا امیدی ،پذیرفتن پایان عمربه مرور زندگی میپردازند.دیدگاهای باتلر به قدری با نفوذ شده است که خیلی از درمان گران،سالخوردگان را ترغیب میکنند برای مرور زندگی به یاد اوری گذشته ها بپردازند.یاد اوری گذشته باعث رضایت از زندگی میشود.(ساتو اشیدا،.2000).
گرچه مرور کردن زندگی معمولا موجب خود اگاهی و عزت نفس می شود ولی خیلی از سالخوردگان وقت زیادی را صرف ارزیابی گذشته خود نمی کنند. عوامل متعددی خاطرات رویدادهای دور را تیره میکنند که شخصیت،تجربیات بعدی زندگی،زمان و ماهیت خود رویدادهااز جمله انها هستند.سالخوردگان مایوس به احتمال زیاد ، رویدادهای ناگوار گذشته را یاد اوری میکنند و برخی از کمک دیگران به مشخص کردن جنبه های ارزشمند زندگی بهرمند میشوند.(حیدر نیا،.1378).یاد اوری گذشته در سن پیری ،علاوه بر مرور زندگی ، وظایف دیگری نیز بر عهده دارد. سالخوردگان شاید با این علت از گذشته خود یاد میکنند که دیگران اعم از متخصصان خدمات اجتماعی تا نوه ها و برههای کنجکاو از انها میخواهند این کار را انجام دهند. زمانی که سالخوردگان درباره تجربیات گذشته بحث میکنند نیاز های اجتماعی خود از قبیل برقراری روابط دوستی و تایید شدن توسط دیگران را براورده میسازند.
سرانجام اینکه یاد اوری گذشته هم درمورد جوانان و هم سالخوردگان اغلب هنگام انتقال زندگی روی میدهد. (نیکروان فرد،1378.).فرد سالخورده ای که اخیرا” باز نشست شده ،بیوه شده،یا به محل جدیدی نقل مکان کرده است شاید برای حفظ کردن احساس تداوم و پیوند شخصی به گذشته روی اورد. در واقع سالخوردگانی که احساس میکنند زدنگی فعلی شان دستخوش حوادث شده است به دفعات بیشتری از گذشته یاد میکنند تا به این طریق احساس ارزشمندی و هدفمندی را دوباره بازیابند .(ابراهیمی،1378).
.نظریه بازسازی اجتماعی در سالمندان:
این نظریه نیز یکی از نظریه های سالمندی است که به توصیف نقش جامعه در خوپندار سالمندی می پردازد و روشهایی برای خنثی سازی این دوره معیوب پیشنهاد میکند. کای پرس ونبگستون از مدل شکست اجتماعی تدوین شده توسط زوسمان استفاده کردند.تا نشان دهند جامعه ما سبب بیدار شدن تغییرات منفی در خود پنداره افراد سالم میشود . در نظریه چهار مرحله را میتوان شمرد:جامعه ما نقش سالمند را از او میگیرد ، اطلاعات هنجاری و رهنمود های اندکی به او ارائه و او را از گروه های مرجع محروم میکند. به طوری که سالمند این احساس را که چه کسی است و چه نقشی دارد ازدست میدهد. سپس جامعه به عنوان فرد فاقد صلاحیت ومعیوب به او برچسب منفی میزند. جامعه سالمندرا از فرصت کاربرد مهارتهای خود محروم میکند ،و این امر به نوبه خود سبب تحلیل رفتن این مهارت ها میشود.
سالمند این برچسب خارجی را می پذیرد ،با ان عنوان فردی ناپسند همانند سازی می کند و رفتار خود را با انچه از او انتظار میرود تطبیق میدهد و صحنه را برای دوری معیوب اماده میسازد،بر اساس نظریه بازسازیه اجتماعی کایپرس و بنگستون ،افراد میتوانند این نظام را تغییر دهند ودور معیوب سه کنش در درهم شکنند. نخست باید این تفکر را کار منبع اصلی ارزشمندی است ریشه کن کنیم. افراد را بر اسا س منش ،شخصیت و انسانیتشان داوری کرد،دوم اینکه خدمات اجتماعی،مسکن،مراقبتهای بهداشتی و وضعیت مالی سالمندان را باید اصلاح کرد و بالاخره باید برای خود گردانی به سالمندانم قدرت بیشتری بدهیم (نیک روان فرد،1378).
خط مشی ها و برنامه های سیاسی و اجتماعی موثر بر زندگی سالمندان باید توسط خود انان تعیین شود. از این طریق انان میتوانند احساس اعتماد به نفس و خود ارزشمندی بیشتری یافته و به حفظ کارایی و خدمات اجتماعی خود کمک کنند.(دادستان،.1382).
.نظریه جداسازی سالمندی:
این نظریه را در اغاز کامینگز و هندی صورت بندی کردند. این نظریه میگوید که با نزدیک شدن ورود افراد به دوره ی سالمندی ،گرایش طبیعی برای کناره جویی اجتماعی و روانشناختی محیط در انان پدید میاید و طبق این نظریه افراد سالمند عملا از فعالیت های اجتماعی خارج از خانه خود راکنار میکشند و ارتباط خود را با دیگران کاهش میدهند این جداسازی سبب تقویت رضایتمندی زندگی با افزایش سن میشود(ییلاق بیگی،.1388)
لذا با بالا رفتن سن توانایی تقسیم شدن سلولها کمتر میشود. هایفلک براساس شیوه تقسیم سلول ، نهایی عمر انسان را 120 سال تخمین میزند. دانشمندان در دهه گذشته سعی کردن علت از دست رفتن توانایی تقسیم سلولها را پیدا کنند. علت احتمالا ته کروموزوم هاست… هر بار که سلولی تقسیم میشود تلوموس که محافظ انتها کروموزومها ست کوتاه تر میشود. تلوموسها پس از حدود 100 بار خیلی کم می شوندو سلول توان تولید مثل خود را از دست میدهد. در یکی از مطالعات معلوم شده است که کاهش تلوموس برا اثرگذشت عمر با عدم توانایی کنار امدن با استرس و افزایش سرطان رابطه دارد.)جونز،2003)
نظریه های زیست شناختی پیری:
طی سالیان متمادی بسیاری از نظریه های پیری بر مبنا فرسودگی،از کار افتادگی و افزایش انتروپی بودند.انتروپی یک واژه ترمودینامیکی است که توسط شیمی – فیزیکدانان جهت تشریح وضعیت بی نظمی و تعادل در دستگاه ها بکار می رود دستگاها تمایل به بی نظمی دارند. از این دیدگاه حیات را باید همواره در حال مبارزه با انتروپی دانست و در این میان پیری عبارت است از پیروزی تدریجی انتروپی . (نویان شرف،1387).بر اساس نظریه دیگر تحت عنوان نظریه از کار افتادگی ،هر جانداریدارای سهمیه ویژه برای زیست است. یک ساعت پیری که ویژگی ان شناخته شده است در اولین روزهای حیاط طوری برنامه ریزی می شود که در طی حیاط فرد با نظم و قانون مندی کار میکند. ولی به تریج او را به سمت پیری و مرگ میبرد. بر اساس نظریه رادیکالی ازاد ، رادیکالهای احیا شده در اکسیژن که طی متابولیسم هوازی به طورگاه و بی گاه و غیر قابل کنترل تولید میشود.واکنشهای زیان باری که زمینه پیری هستند آغاز میگردند. نکته اصلی در این نظریه این است که پیریرا یک فرایند سراسر تصادفی میدانند چون آسیبی که پیری شدن شود به طور پراکنده حادث میگردد در نتیجه پیری باید پدیده ای باشد که به طور تصادفی هدایت می شود.(نویدیان شرف،.1387).نظریه های زیست شناختی زیادی در مورد پیری مطرح شده است ولی دو نظریه بیشتر مورد توجه قرارگرفته اند:یکی نظریه ساعت سلولی و دیگری نظریه رادیکال آزاد. هردو نظریه علت پیری را در درون سلولها جستجو میکنند. در نظری ساعت سلولی ائونارد هایفلیک ،گفته می شود که سلولها حداکثر حدودا” میتوانند 100مرتبه تقسیم شوند
اختلالات روانی سالمندی:
وابسته به انستیتو ملی بهداشت روانی این نتیجه را به دست اورد که شایعترین اختلالات روانی سنین پیری عبارت اند از اختلالات افسردگی،اختلالات شناختی،اختلالات فوبیها و اختلالات مصرف الکل. سالمندان همچنین در خطر بالاتر خودکشی و علائم روانی ناشی از دارو هستند. بسیاری از اختلالات روانی سالمندی قابل پیشگیری تخفیف یا برگشت هستند.عوامل خطر سازی روانی- اجتماعی نیز سالمندان را نسبت به اختلالات روانی اسیب پذیر می سازند(چاووهمکاران،2000).این عوامل مشتمل اند بر از دست دادن نقش های اجتماعی ، از دست دادن خود مختاری، مرگ دوستان و بستگان،افت تندرستی،افزایش انزوا،محدودیت های مالی،و کاهش عملکرد شناختی.بسیاری از دارو ها نیز میتوانند در افراد مسن علائم روانی بوجود اورند ای ن علائم در نتیجه تغییرات وابسته به سن را در جذب دارو ،اگر دارو یا دوز دارو خیلی بالاتر تجویز شده است اگر بیمار دستورات را رعایت نکرده و داروهارا بیشتر از میزان تجویز شده مصرف نموده باشد،اگر حساسیت خاص به دارو داشته باشد یا رژیم های دارویی متناقض توسط پزشکان مختلف تجویز شده باشد پدید می ایند. تقریبا طیف کامل اختلالات روانی ممکن است از دارو ها ناشی شوند.(ارنست بهل میجر،2007).
سالمندی و اواخر بزرگسالی:((نیمرخ بزرگسال سالخورده)):
با افزایش سن انتطار در سراسرجهان و تغییردید و چشم اندازهای مربوط به مفهوم و گسترده پیری ودرنتیجه کوشش در راه اعاده قسمت مهمی از پیری به گستره بزرگسالی ، مولفان در تعارض یک مرزبندی ظریف و قابل بحث قرار گرفته اند،به همین دلیل است که متمایز ساختن و هله های واقعا” پایانی پیری از بخشی از زندگی بزرگسالی که در سر اشیب پیری طی میشود کار اسانی نیست. در نتیجه بین این گستره ی پایانی بزرگسالی یا سالخوردگی و گستره پایانی به عنوان پیری به معنای محدود کلمه فراموشی ها و هم پوشی ها ی متعددی به ناچار رخ خواهند نمود.آنچه مسلم است این است که تحول در اخرین سالهای زندگی ادامه میابد و اگر انسان در بخشی پایانی بزرگسالی شاهد تقلیل ظرفیتهای بدنی خویشتن است .همواره توانایی و میل مهار کردن محیط اطراف خود را حفظ میکند و اگر پاره ای از افرادی را دوست داشته از دست داده است اما هنوز به دوست داشتن و نیاز به اینکه او را دوست بدارند در وجود او بیدار است. بخش پایانی بزرگ سالی که به برکت بهبود مداوم مراقبتهای پزشکی ،تغذیه و محیط جسمانی به تعداد بیشتری از افراد امی فرصت میدهدکه به دهه هفتاد ،هشتاد و حتی نود قدم بگذارند،هدیه قرن بیستم است (ییلاق بیگی،1388).با این همه پدیده ی پیری با مقیاس جهانی امری حساس است تخمین های جمعیت شناختی در غرب حاکیاز این بوده است که در فاصله سال 1970 تعدادافراد مسن دو برابرمیشود و در پایان قرن حاضر 15 درصد جمعیت جهان را افراد بالای 65 سال تشکیل خواهند داد.(کراز،.1386).
پختگی پایان دوره بزرگسالی:
معنای پیری را عمدتا” فرهنگ تعیین میکنددر فرهنگهای زندگی و مرگ جزء چرخه زندگی محسوب میشوند و در درون تجربه انسانی قرار میگیرند. پیری رسیدن به خردمندی و فرزانگی است . در فرهنگ غربی که پیری و مرگ از مهار فرد میگریزند برای بسیاری از افراد وقوع آنها به موجودیت ادمی است و در نتیجه پیر شدن پابر لب گور گذاردن است. به چند اسطوره در مورد پیری که پی نقل میکنیم نمیتوان چندان اعتنا کرد : اول انکه سن تقوی خود گویای سن بدنی است دوم انکه کهولت امری اجتناب ناپذیر است.سوم انکه پیران فاقد بهره وری هستند یا دیگر مولد نیستند و اخر انکه پیران در مقابل تغییر مقاومت میکنند.نمونه های گوناگون و فراوانی در هر یک از زمینه ها خلاف این افکار قالبی را نشان میدهند و “سنزدگی” یا ادراک منفی نسبت به شخص بزرگسالان ساخته و پرداخته مجموعه ای از رفتار ها و عادات فرهنگی است. امید و تقوا که با نو امیدی در تضاد ند معرفبزرگسال پخته اند.،بزرگسالی که با موفقیت زندگی کرده و با خوشبختی پیر شده است. امید ، فرد را در بسیج نیروهای خود و افزایش ظرفیت های مقابله با تغییرات یاری میدهد. وقتی کسی خود را به دامان نومیدی بسپرد میل به زندگی را از دست میدهد.(محتشمی،.1380).
ظرفیتهای جدید تحولی:
از نظر متخصصان بررسی تحول چرخه زندگی از نطفه تا مرگ ،نسبت به این نکته آگاهی وجود دارد که پیری یک دوره طبیعی تکامل فرد محسوب میشود و ویژگیهای خاص خود و هدفهای خاص تحول را در بر دارد وظایف تحولی اخرین سالهای زندگی نسبت به سالهای قبل شخصی ترند عمده ترین وظایف تحولی برخلاف دوره های کودکی ،نوجوانی و اغاز بزرگسالی و میانسالی عبارت اند از پذیرش واقعیت زندگی خود ضمن تسریع و تعمیق ان(منصور.،1382).
-سود جستن از تجارب قبلی خود برای مقابله با تغییرات و نا رساییهای شخصی.
-خود را با تقلیل نیروها و سلامت بدنی خود همساز کردن
-از دست دادن همسر را پذیرفتن
-همنوا شدن با بدن خود لطافتها و گیراییهای گذشته را از دست داده است.
در هفتاد سالگی مسءله اصلی باز هم تحقق دادن زندگی خود به بهترین وجه ممکن است. بالاخره باید نظم نوین این “سرزمین بیگانه”که چند صباحی باید در ان زندگی کرد ،تن داد “تمامیت شخصی”،”تحقق خویشتن”،و اصطلاحاتی از این دست که در نظریه های مختلف می بیند برای توجیه وظایف تحوی به کار میروند.پاره ای از افراد این گستره پایانی بزرگسالی ،فعال و پاره ای دیگر در این گستره غیر فعال اند. اما هر دو دسته میتوانند به صورت رضایت بخش این دوره را به پایان برسانند(ابوالقاسمی،.1386)
تغییرات در سطح تغییرات بدنی:
در حال که پیری برای عده ای از دانشمندان یک برنامه ژنتیک است سلول های انسان تقریبا” بیش از 50 بار ظرفیت تکثیر ندارند.و این محدودیت خود تعیین کنندهی چرخه ی حیاطی است و بندرت از 110 سال فراتر میرود.برای پاره ای دیگر پیری فرسایش است و سلولهای انسان در این فرایند فرسایش ظرفیت ترمیمی خود را از دست میدهند و دیگر نمی توانند عناصر صدمه دیده ی خود را بازسازی کنند و در نتیجه میمیرند و بخصوص سلولهای مغز و قلب وقتی صدمه دیده باشند میمیرند، دیگر تجدید حیات برای انها ممکن نیست ودر نتیجه از بین میروند.(نویان شرف،.1387).
با این همه پیری بدنی در حد قابل ملاحظه ای در افراد متفاوت است.در پایان سن بزرگسالی موها کاملا سفید میشوند و تعداد انها نیز کاهش میابد . در حالی که موهای سر خلوت میشوند برای نخستین بار موها بر روی چانه زنان پیر میروید . پوست رطوبت و انعطاف طبیعی خود را از دست میدهد و هر روز بیش از پیش دارای چین و چروک میشود . ساختار چندان د ستخوش تغییراتی می شود و قسمت پایین صورت را کوتاه تر میکند. بینی کشیده تر میشود و حالت نرمی پوست در حول و حوش چانه کاهش میابد . پلک ها ضعیف تر میشوند ودر زیر چشمها گودی ایجاد میشود. از انجا که از شصت سالگی به بعد استخوان بندی بدن تغییر می کندافراد ادمی کوچکتر میشوند . سینه زنان و مردان نسبت به سی سالگی از پهنای کمتری برخوردار خواهد بود.شاهها باریک میشوند و کفل پهن تر. عضلات بر اثر فقدان تمرین تکیده میشوند. مفاصل تنبل و دیر خیز. نیرومندی و چالاکی ادمی دستخوش نقصان میگردد. قسمتهای محکم استخوان اسفنجی و شکننده خواهند شدو اسانتر از گذشته فرد خواهد شد. اگر قلب در حالتاستراحت به خوبی گذشته کار میکند ،اما درشرایط هیجان به سهولت گذشته وضع طبیعی خود را باز نمیابد و به زمان بیشتری نیاز دارد. افراد مسن اغلب از سرد بودن اتاقی که جوان ها در ان خود را راحت میپندارند شکایت دارند. دستگاه گردش خون باسرعت گذشته خون را در بدن به گردش در نمی اورند. سرخرگها ضخیمتر میشوند و فشار خون افزایش می یابد در 85 سالگی ریه ها به سه پنجم هجم اکسیژنی که در 25 سالگی گنجایش ان را داشتها دست می یابند . در نتیجه این کمبود اکسیژن از انرژی کمتری برخوردار میشوند ،حواس در سالخوردگی کمتر از پیش تیزند: دیدن،شنیدن،لمس کردن،چشیدن،بوئیدن کمتر از گذشته حساس اند.به رغم تغییرات بدنی ، بسیاری از اشخاص میتوانند از سلامت خوبی برخوردار باشند و ذوق و علاقه به زندگی را تا 80 سالگی و پس از ان در خود زنده نگه دارند.از نظر جنسی باید گفت ،انسانها در تمام طول زندگی از ظرفیت جنسی خود برخوردارند در اخرین سالهای زندگی تغییراتی در اعضای جنسی به وقوع می پیوندد ولی به نظر ماسترز و (جانسون. 1968)این تغییرات سطح تجربه جنسی را تغییر میدهد اما به ناتوانی جنسی منتهی نمی شوند. ضرب اهنگ فعالیت و ابزار تمایل جنسی به فعالیت جنسی فرد در جوانی بستگی دارد.
قاعده ((کسی که از ان استفاده نکند بازنده است ،وصف ماهیت جنسی در طول زندگی است))هرچه زندگی جنسی مرد غنی تر و شادی آفرین تر بوده است،بیشتر ادامه میابد.(ترکاشوند،.1388).
روی آورد فعالیت :
روی اوردی است که بر اساس آن سالخورده خود را همچنان فعال نگه میدارد. بنابر این سالخورده ای بهتر از همه پیر میشود که تا انجا که ممکن است مثل گذشته به زندگی خود ادامه میدهد. در این صورت به حداکثر فعالیت دست میزند. و برای هر نقش از دست رفته ای جانشینی میابد و در نتیجه به بیشترین سرچشمه های رضایت دست میابد.
روی آورد عدم تعهد:
حکایت از ان دارد که پیر شدن با عدم تعهد متقابل فرد و جامعه همراه است .شخص سالخورده فعالیتها و تعهدات
خود را عمدا” تقلیل میدهد و به نظر میرسد که جامعه این کناره گیری را ترغیب میکند. عدم تعهد در این رویاورد امری طبیعی است و با مشغولیهای فزاینده خود نسبت به شخص خویش و امادگی عاطفی کمتری در رویایی
با دیگران همت می گمارد.
مناسبت درون نسلی،سالخوردگان در شرایط مختلفی به سر میبرند:
گروهی هنوز در کنار همسر خود زندگی میکنند و از تداوم ازدواج برخوردارند. پاره ای در گروه بیوه گان قرار میگیرند و از دست دادن همسر انها را در احساس سالخوردگی غوطه ور میسازد. چه تا زمانی که یک سالخورده همسر خود را از دست نداده است خود را چندان پیر نمی پندارد. طلاق گرفتن در سالهای پایانی زندگی نیز یکی از شوق زندگی است . برخی از سالخوردگان تجدید فراش می کنند و این امر بیش از پیش در جوامع رواج یافته است.(ییلاق بیگی.،1388).
وبالاخره تک زیستی،در شکل سالخوردگانی که اعم از مرد یا زن هرگز ازدواج نکرده اند یکی دیگر ازمشکلات زندگی در این دوره است. تنها ده درصد از مردان و پانزده درصد از زنان ،در این سطح اززندگی به تک زیستی خود ادامه میدهند. این گروه البته دارای ریخت شخصیتی متمایزی هستند. بررسیها درباره این گروه اخیر نشان داده اند که این سالخوردگان کمتر از گروه های دیگر از تنهایی رنج می برند البته انزوا طلبی در این گروه بیشتر به معنای تجربه کردن عشق و از دست دادن آن است تا به معنای هرگز چیزی از عشق نداشتن. طرز پیر شدن بر حسب فرهنگ متغیر است در فرهنگهای ساده و سالم طول عمرسالخوردگان به مجموعه ای از دلایل وابسته است.
مقام و منزلت یک سالخورده در جامعه بالاست،فرد سالخورده با خانواده خود که برای او حرمت قائلند و او را برای خانواده و جامعه مفید میدانند زندگی می کند. کناره گیری اجباری از فعالیتها وجود ندارد و او تاهر زمان که بتواند به کار ادامه میدهد. به کم خوردن و مصرف کردن غذاهای کم کالری عادت دارد و سر انجام روزمره دارای فعالیت قابل ملاحضه ای است. اما در زندگی پر اغتشاش شهری و فرهنگ سوق دادن سالخوردگان به زندگی جدا از معیارهای اشنا و متداول در گستره های قبلی زندگی،از شرایطی که برای افزایش طول عمر در فرهنگهای سالم بر شمردیم ،خبری نیست . از طرز زندگی این جوامع می توان آموخت که باید به بهبود بخشیدن کیفیت زندگی در سالهای پایانی بزرگسالی اندیشید. و از انها دوره ای پر ثمر و رضایت بخش به وجود می اورد(ییلاق،.1388).

مطلب مشابه :  سایت دوفانوس

سقوط غیر قابل توجیه حیاتی :
این حالت در قلمرو بدنب با خستگی دائم اشکار میشود. در قلمرو شناختی به صورت پراکندگی دقت و مشکل کوشش فکری و در قلمرو عاطفی به شکل حالتی مالیخولیایی که با هوشیاری فرد نسبت به ناتوانمدی واکنش همراه است متجلی می شود حالت روانی ناخوش که با دلزدگی ،یاس،و خستگی پذیری مشخص میشود ودر بیشتر مواقع با اضطرابی کم و بیش شدید همراه است. در یک جمع بندی کلی می توان گفت مفهوم افسردگی به سه گونه متفاوتبه کار رفته:به منظور مشخص کردن احساس های بهنجار،غمگینی،یاس،نامیدی،و جزءآن و بروز انها به عنوان نشانه یک اختلال به منظور توصیف اختصاری یک نشانگان که شامل نشانه های عاطفی،شناختی و حرکتی فیزیولوژیکی و غد د مترشحه است، برای مشخص کردن اختلال های افسرده وار در چارچوب اختلال های روانی ما دارای از علل و گونه ای از تحول هستند و به پاره ای از درمانگری ها پاسخ میدهند.
روان درمانی سالمندان :
مداخلهای روان درمانبخش استاندارد-نظیر روان درمانی، بینش گرا ، روان درمانی حمایتی،شناخت درمانی،گروه درمانی،و روان درمانی خانواده – برای بیماران سالمند باید فراهم شود. طبق نظر زیگموند فروید افراد بالای پنجاه سال به دلیل عدم انعطاف فرایندهای روانی برای روانکاوی مناسب نیستند. اما به نظر بسیاری از پیروان فروید،روانکاوی پس از پنجاه سالگی نیز ممکن است. شکی نیست که سالمندی شکل پذیری شخصیت را دشوار می سازد اما همانطور که اتو فینکل گفت :این کار به درجات مختلف و درسنین مختلف صورت میگیرد و اصلی کلی در این زمینه نمیتوان ارائه کرد.مسائل شایع مربوط به سن در درمان شامل نیازبرای سازش با فقدان های گوناگون و تکرار شونده (مثل مرگ دوستان و عزیزان)نیازبه قبول نقشهای تازه (مثل سازش به بازنشستگی از نقش های معین شده قبلی)و نیز به قبول فنا پذیری خود ارتباط پیدا میکند. روان درمانی به شخص سالمند کمک میکند که با این مسئله و مشکلات هیجانی محیط کنار بیاید وبتواند خود و تاثیر رفتار خود را به دیگران بشناسد. روان درمانی علاوه بر بهبود بخشی روابط بین فردی،احترام به نفسو اعتماد به نفس را بالا می برد. احساس درماندگی و خشم را کم میکند و کیفیت زندگی را بهتر می سازد.
همانطور که آلوین گلدفارب توصیف کرده است. هدف کلی روان درمانی سالمند کمک به او برای به حداقل رساندن شکایت،برقراری دوستی،و حفظ دوستی با هر دو جنس و داشتن روابط جنسی است. اگر میل وتوانایی جنسی هنوز باقی است. روان درمانی رفع تنشهای فرهنگی و زیست شناختی را امکان پذیر میسازد. و به افراد سالمند کمک میکند که در محدوده ی توانایی های خود طبق اموزشها ، فعالیتها و خود پنداره های پیشین تر جامعه ، کار و تفریح نماید.در روان درمانی افراد سالمند درمانگر فعالتر،حمایت کننده تر، و انعطاف پذیر تر از روان درمانی افراد جوانتر است.(کلتنر،2003).
درمانگر باید اماده باشد که به محض مشاهده ی نخستین نشانه های ناتوانی که مستلزم درگیری فعال پزشکی دیگر مثلا متخصصین داخلی را ایجاب میکند،با نیاز به مشاوره و درخواست کمک از اعضاء خانواده با قاطعیت عمل نماید.فرد سالمند به امید دریافت کمک بلاشرط اطمینان بخشی و پذیرش درمانگر به جستجو ی روان درمانی بر میاید. غیر منطقی ترین نگرش که بیمار سالمند با خود به فضای روان درمانی می اورد این انتظار است که درمانگر ، همه توان ، و قادر به بهبود بخشی معجزه وار است.(کوری و کوری،.1386).
اکثر بیماران بالاخره این واقعیت را در میابند که درمانگر هم انسان است و پس از ان به تشریک مساعی رضایت میدهند. معهذا ، در بعضی موارد لازم است درمانگر نقش آرمانی به خود بگیرد بخصوص وقتی بیمار قادر یا تمایل به واقعیت سنجی موثر نمیباشد.به کمک درمانگر بیمار با مسائلی که قبلا از انها حذر میکرد کنار می اید . تشویق مستقیم،اطمینان بخش،و اندرز دادن با کمک به حل تعارض های بیمار موجب بالا رفتن سطح اعتماد به نفس او میگردد.(کاپلان،.2003).
شادی در سالمندان:
بر اساس مطالعات انجام شده ضریب هوشی و توانایی یادگیری در سالمندان نسبت به دوران جوانی دست نخورده باقی میماند.مشاور علمی بهداشت روان استان زنجان گفت: سالمندان به دلیل سن بالا در معرض بیماری های جسمی متعددی هستند که شادی و نشاط ان را تحت تاثیر قرار میدهد.به نقل از روابط عمومی بهزیستی استان زنجان،جعفر عطاری مقدم اظهار کرد80 درصد سالمندان درگیر بیماری،کمتر درفعالیتهای اجتماعی شرکت میکنند و این امر رفته رفته شادی و نشاط انان را در معرض تهدید قرار میدهد. ولی خاطر نشان کرد : بر اساس مطالعات انجام شده ضریب هوشی و توانایی یادگیری در سالمندان به نسبت دوران جوانی دست نخورده باقی می میاند و ممکن است در سنین سالمندی افراد برای یاد گیری فقط زمان بیشتری را صرف کنند. عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی استان زنجان خاطر نشان کرد سالمندی دوره ای از زندگی است که فرد در این دوره حائز توانمندی و یکسری ناتوانی است و اطرافیان باید دقت کنند سالمندان را با نگاه ترحم امیز نبینند .ولی تسریح کرد: نگاه ترحم امیز به سالمندان بزرگترین اسیب را به سلامت روان فرد وارد کرده و به اعتماد به نفس وی ضربه وارد میکند. عطاری مقدم تاکید کرد: وجود نشانه های جسمی مکرر در افراد سالمند که بیماریهای جسمی انها ثابت نشده یکی از نشانه های مهم افسردگی در سالمندان است. ولی افکار نا امیدی،خودکشی و حتی فکرخودکشی را از نشانه های افسردگی در سالمندان خواند و افزود :باید این نشانه ها را جدی گرفت و به تغییرات خواب و افزایش و کاهش وزن و اشتها در سالمندان توجه کرد. مشاور علمی بهداشت روان استان زنجان افزود:سلامت روان افراد را نباید از سلامت جسم انها جدا کرد و باید دقت داشت که سلامت جسم مستقیم بر روان افراد تاثیر گذار است. ولی یادآور شد : در سنین بالا افسردگی با شکستگی استخوان در ارتباط بوده و افرادی که اضطراب ،استرس و افسردگی را تجربه میکنند ،بیشتر دچار پوکی استخوان و شکستگی میشوند. عطاری مقدم با اشاره به مشکلات اختلال حافظه و فراموشی در سالمندان اظهار داشت: رسیدگی به وضعیت جسمی و نوع تغذیه،پیگیری دقیق فشار خون،رعایت رژیم هایی که سر شار از میوه و سبزی جات،کنترل مصرف چربی و داشتن یک دفتر چه یادداشت برای سالمندان که بتوانند کارهای خود را یادداشت کنند به همراه حل جدول ، شطرنج و استفاده از اینترنت و همچنین مطالعه کردن میتواند ازفراموشی و از دست دادن اعتماد به نفس سالمند جلوگیری کند.(فرزادفر،.1385)
ارتباط شادی وطول عمر در سالمندان:
بررسی ها نشان میدهد سالمندان باید بیاموزند که چگونه منفی نگری را از خود دور کنند چرا که هرچه افراد شادتر باشند عمر طولانی تری دارند. به نوشته ی هلث دی نشست سالیانه روانشناسی درتورنتو،سلامت روحی به تدریج و به ارامی با افزایش سن بهبود پیدا میکند. بر اساس این گذارش جمعیت سالمندان جهان یعنی افراد بالای 65 سال تا سال 2050 نزدیک 3برابر میشوند و این بیشتر بعلت تاثیر شادی در زندگی انهاست. طبق گزارش متعدد سلامت روان در پیری ، محققان دانشگاه کالیفرنیا اظهار میکنند شادی و وضعیت عاطفی خوب با افزایش سن بیشتر میشود. چراکه سالمندان کنترل بیشتری روی عواطف و احساسات خود دارند. انها میاموزند که چگونه در موفقیت های استرس زا ،استرسها و ناراحتی های خود را کنترل کرده و افکار منفی را از خود دور کنند(فیروز بخت،1386.).
نگرش ما به سالمندان:
این روزها شاهد بی توجهی های زیادی به سالمندان هستیم. پس از جنگ جهانی دوم مهاجرت افراد به کشورهای دیگر افزایش پیدا کرده و همین مسئله باعث از هم گسیختگی بنیان خانواده ها شده است. سالخوردگان به عنوان اعضای از کار افتاده ی خانواده محسوب میشوند و خانواده ها ترجیح می دهند که انها را به مراکز نگهداری از سالمندان منتقل کنند. در گذشته افراد مسن تحت حمایت 100% خانواده ها بودند وجوانتر ها در همه زمینه ها به انها کمک میکردند. اما ناگهان این حمایت از طرف خانواده به کلی از میان رفت و این امر چیزی جز تنهایی فقر و بیماری را برای سالمندان به همراه نداشت.برخی از جوانان افراد سالمند را به طور کلی از نسل بشر جدا میکنند و معتقدند که چون کهنسالان نمی توانند عاشق شوند ، کار کنند، و زندگی جنسی پر باری را داشته باشند ، تنها به عنوان بار اضافه ای بر دوش جامعه محسوب میشوند.(جوهنسون .، 1997).
برخورد صحیح با سالمندان:
برخورد صحیح با سالمندان صرفا به گذشته های دور محدود می شود. سالخوردگان نیازمند دریافت حمایت های اجتماعی هستند و انجام همین مطلب ریسک ناتوانی رود رس را تا 4سال کاهش میدهد. اگر افراد مسن در کارهای گروهی و فعالیتهای روزمره زندگی شرکت کنند ، ریسک ابتلای انها به فراموشی نیزکاهش میابد . متاسفانه نهایت کار هزاران نفر از افراد سالمند به بیمارستاها و خانه های سالمندان ختم میشود چرا که در خانه های خود ان مراقبتی که لازم دارند را دریافت نمیکنند. بسیاری از سازمانها دربه کمک سالمندان قصور میکنند و این در حالی است که بسیاری از پدر بزرگها و مادر بزرگها ترجیح میدهند که در دوران کهولت خود را در خانه سپری کنند. زمانی که این افراد از خانه های خود رانده میشوند، تصور میکنند که بی ارزش شده اند و خود را به قبر هایشان نزدیکتر احساس می کنند و امید خود را به زندگی ازدست میدهند .شرکتهایی نظر مایکروسافت اینتل ،و ای.بی.ام در حال انجام تحقیقی برای بررسی هرچه موشکافانه تر زندگی سالمندان هستند. انها در پی کشف راهی هستند که بواسطه ان بتوانند از تکنولوژی جدید به نفع افراد سالمند بهره ببرند و قصد دارند از تکنولوژی جدید برای تامین سلامتی افراد سالخورده و شاد زیستن هر چه بیشتر انها استفاده کنند. امید ان که بتوانیم با فراهم نمودن بستری مناسب به دستگیری از همه نیازمندان بپردازیم(لورنز،.2006).

مطلب مشابه :  مدیریت زمان را بهتر بشناسیم