تعاریف و مؤلفه‌های هوش هیجانی

تعاریف هوش هیجانی:

تعریف‌های هوش هیجانی به‌رغم ظاهر متنوع و متفاوتشان، همگی روی یک محور اساسی تأکید دارند و آن هم آگاهی از هیجانات، مدیریت آنها و برقراری ارتباط اجتماعی مناسب است.

جان مایر: «مجموعه‌ای از توانایی‌های ذهنی که به شما کمک می‌کند احساسات خود و دیگران را درک کنید و در نهایت به توانایی تنظیم احساسات خویش نایل گردید»(الدر 1382).

استیوهین: «هوش هیجانی عبارت است از توانایی مهار عواطف و تعادل برقرار کردن بین احساسات و منطق، به طوری که ما را به حداکثر خوشبختی برساند»(هین 1384).

تراویس برادبری وجین گریوز: «هوش هیجانی همان توانایی شناخت، درک و تنظیم هیجان‌ها و استفاده از آنها در زندگی است»(برادبری و گریوز 1384).

به عقیده دانیل گلمن،هوش هیجانی نوعی مهارت اجتماعی و توانایی برقراری ارتباط مؤثر با دیگران است که همدردی با آنان، کنترل تکانش‌ها و حل تعارضات را دربرمی‌گیرد(گورسنی 1999).واژه‌نامه روان‌شناسی اکسفورد هوش هیجانی را چنین تعریف می‌کند: «توانایی مراقبت و کنترل هیجان‌های خود و دیگران، تمایز بین هیجان‌های مختلف و برچسب مناسب زدن به آنها، و کاربرد اطلاعات هیجانی برای هدایت فکر و رفتار.»

همان‌گونه که از تعریف‌های یاد شده، نمایان است، هوش هیجانی به معنای توانایی و مهارت شناخت هیجان‌های خود و دیگران، بروز هیجان‌ها، کنترل و مدیریت آنها و در نهایت، برقراری ارتباط سالم و مناسب با خود و دیگران می‌باشد.

به نظر می‌رسد که می‌توان هوش هیجانی را در یک عبارت کلی‌تر، شامل مجموعه‌ای از توانایی‌های شناخت، درک، توصیف هیجان‌های خود و دیگران و پردازش صحیح آنها به منظور ارائه واکنش مناسب دانست. بر این اساس، مفهوم هوش هیجانی، یعنی «شناخت و پردازش صحیح عواطف خود و دیگران به نحوی که بتوانیم بر پایه آن، رفتاری مبتنی بر اخلاق، وجدان جمعی و معنویت داشته باشیم»(شریفی در آمدی 1386).

2-1-5 مؤلفه‌های هوش هیجانی:

با مرور تعریف‌ها، تاریخچه‌ و دیدگاه‌های مربوط به هوش هیجانی می‌توان به مؤلفه‌های هوش هیجانی نیز دست یافت. در ادامه به چند نمونه از دسته‌بندی‌های مربوط به مؤلفه‌های هوش هیجانی که توسط روان‌شناسان صورت گرفته است، اشاره می‌شود:

الف ـ دانیل گلمن با استناد به تعریف سالوی، هوش هیجانی را به صورت ترکیبی از پنج مهارت یا پنج قابلیت زیر معرفی کرده است:

  1. شناخت هیجان‌های خود (خودآگاهی): خود آگاهی یا تشخیص هیجان‌ها در همان زمان که در حال وقوع هستند.
  2. کنترل هیجان‌های خود (خود گردانی): کنترل و اداره هیجان‌ها، مناسب و بجا بودن آنها در هر موقعیت، و مدیریت هیجان‌ها.
  3. برانگیختن و به هیجان آوردن خود (خود انگیزشی): استفاده از هیجان‌ها برای هدفی خاص، تمرکز و توجه، ایجاد انگیزه در خود و تسلط بر خویشتن و خلاقیت.
  4. شناخت هیجان‌های دیگران (همدلی): توانایی همدلی و یگانگی با دیگران.
  5. تنظیم روابط با دیگران (روابط مؤثر): مهارت کنترل و اداره هیجان‌های دیگران.
مطلب مشابه :  بهترین راه یادگیری زبان انگلیسی

سه قابلیت اول، در‌خصوص با تعامل فرد با خودش (مهارت درون‌فردی) و دو قابلیت دیگر، در مورد برخورد فرد با دیگران (مهارت برون‌فردی) است(گیتونی 1385).

برادبری و گریوز، چهار مهارت برای هوش هیجانی قائل شده‌اند: خودآگاهی، خودمدیریتی، آگاهی اجتماعی و مدیریت رابطه.

دو مهارت خودآگاهی و خودمدیریتی، به خود فرد برمی‌گردند، و مهارت آگاهی اجتماعی و مدیریت رابطه، به چگونگی رابطه فرد با مردم مربوط می‌شوند. افزون بر این، خودآگاهی و آگاهی اجتماعی به شناخت و بینش فرد مربوط هستند، اما خود مدیریتی و مدیریت رابطه، به رفتار و عمل فرد ارتباط دارند(برادبری و گریوز 1384).

جدول 2-1: مهارت‌های چهارگانه هوش هیجانی برادبری و گریوز

خودآگاهی خود مدیریتی
آگاهی اجتماعی مدیریت رابطه

 

دانیل گلمن در جای دیگر، هوش هیجانی را در قالب چهار عنصر تعریف می‌کند:

  1. خودآگاهی، 2. خود‌مدیریتی، 3. آگاهی اجتماعی، 4. مدیریت روابط(گلمن 1999).

جدول 2-2: ابعاد و عناصر هوش هیجانی از نظر دانیل گلمن

  فرد چه عاملی را می‌بیند فرد چه کاری را انجام می‌دهد
در مورد خود (قابلیت فردی) خودآگاهی خودمدیریتی
در مورد دیگران (قابلیت اجتماعی) آگاهی اجتماعی مدیریت روابط

 

سید محسن فاطمی برای هوش هیجانی چهار جزء مرتبط با هم در نظر گرفته و می‌گوید: «اگر هوش هیجانی را مجموعه‌ای از اجزای مرتبط با هم تصور کنیم، اجزای این مجموعه عبارت‌اند از: 1. آگاهی از هیجان‌های خود، 2. بیان هیجان‌ها، 3. آگاهی از هیجان‌های دیگران، 4. مدیریت هیجان‌ها(فاطمی 1385).

جدول 2-3 اجزاء مرتبط هوش هیجانی فاطمی:

آگاهی از هیجان های خود بیان هیجان ها
مدیریت هیجان ها آگاهی از هیجان های دیگران

 

مدل بار آن :این مدل هوش هیجانی را حد وسطی از عواطف مرتبط بهم ،صلاحیت های اجتماعی ،مهارت ها و تسهیل کننده هایی  موثر بر رفتار هوشمند می بیند ،که توسط خود  گزارشی (بار آن 1997 a، b 1997) ،در قالب  یک رویکرد پتانسیل  دار چند مدلی متشکل از   مصاحبه  و ارزیابی چند گانه ،اندازه گیری می شود (بار – آن  و هندلی2003[1]) .

روون بار آن در مدل خود، به پنج مهارت اشاره می‌کند:

  1. مهارت درون‌فردی: شامل خودشکوفایی، استقلال و خودآگاهی عاطفی،
  2. مهارت بین‌فردی (برون‌فردی): شامل همدلی و مسئولیت اجتماعی،
  3. مهارت سازگاری: شامل توان حل مسائل و آگاهی به واقعیت،
  4. مهارت مدیریت استرس: شامل کنترل تکانه‌ها و تحمل فشارها،
  5. مهارت خلق و خوی یا حال عمومی: شامل شادکامی و خوش‌بینی(فاطمی 1385).

از نظر مایر و سالوی مهم‌ترین مؤلفه‌های هوش هیجانی عبارت‌اند از:

  1. آگاهی انسان از عواطف و احساسات خود،
  2. توانایی برانگیختگی و مدیریت هیجان‌ها،
  3. توانایی تشخیص و شناسایی عواطف و احساسات دیگران،
  4. توانایی کنترل و هدایت روابط با سایرین(مایر و سالوی1995).

 

2-1-6 مبانی تئوری  مدل  هوش هیجانی بار آن:

نخستین کار داروین (1965/1872) در رابطه با اهمیت ابراز عواطف در جهت بقا و سازگاری بر مدل در حال تکامل بارآن ،تاثیر بسیاری گذاشته است، طوری که در این مدل نیز، به اهمیت ابراز عواطف و خروجی رفتارهای هوش اجتماعی اشاره شده است وهمچنین هیجانی که در اصطلاحات داروین در بررسی  سازگاری وجود داشته، مورد نظر بار آن قرار گرفته شده است.

مطلب مشابه :  سبک های تصمیم‏گیری

علاوه بر این ،توضیحات ثراندایک(1920) از هوش اجتماعی و اهمیت آن در عملکرد بشر  بر  تفکرات بارآن  تاثیر گذار بوده است ، مشاهدات وکسلر(1943)  نیز در رابطه با تاثیر فاکتورهای غیر شناختی و سببی علل رفتار، که او از آنها به عنوان رفتار هوشمند یاد می کند، در مدل بار آن دیده می­شود.

علاوه بر این توصیف سیف نئوس[2] (1967) از بیماری آلکسیتیمیا[3]  در رابطه با آسیب شناسی  زنجیره ی هوش هیجانی –اجتماعی ومفهوم سازی آپلبام [4]( 1973) از روانشناسی ذهن با هدف آموزش روانی از این زنجیره بر پیشرفت مداوم مدل بار آن تاثیر گذار بوده است. از زمان داروین تاکنون اکثر توصیفات ،تعاریف، و برداشت ها از هوش هیجانی –عاطفی  شامل یک یا چند از مفاهیم کلیدی  زیر بوده اند:

الف: توانایی تشخیص، درک و ابراز عواطف و احساسات ب: توانایی درک اینکه دیگران چگونه احساس می کنند و ارتباط برقرار کردن با آنها پ :توانایی مدیریت و کنترل عواطف ت:توانایی مدیریت تغییر ،سازگاری و حل مسائل  طبیعی  فردی و میان فردی ث:توانایی  افزودن و گسترش دادن  تاثیرات  مثبت و  خود انگیزمند شدن .

مدل بار آن  بنیان تئوری برای هوش هیجانی –عاطفی فراهم می کند که  به طور بدیع  جنبه های مختلف این ساختار ومفاهیمش را ارزیابی و امتحان می کند. طبق این مدل، هوش هیجانی _عاطفی، حد وسطی از   صلاحیت­های  اجتماعی و عواطفی مرتبط بهم، مهارت ها، و تسهیل گرهایی است  که تعیین می­کند تا چه اندازه به طور  موثر  ما درک می کنیم ،ابراز می کنیم ،دیگران را درک می کنیم ،با آنها ارتباط برقرار می کنیم و با مسئولیت های روزانه  خود کنار می آییم(دیتر – دیکارد 2008).

در این  دیدگاه ، صلاحیت های اجتماعی و عاطفی، مهارت ها و تسهیل گرها شامل پنج مفهوم کلیدی ذکر شده­ی بالا هستند و هر کدام از این مفاهیم کلیدی خود متشکل از چندین مولفه ها، مهارت ها و تسهیل کننده های مرتبط بهم هستند که در جدول زیر  نشان داده شده است(دیتر – دیکارد 2008).

جدول 2-4مقیاس های هوش هیجانی –عاطفی   مدل بار آن

مقیاس های هوش هیجانی –عاطفی  و موارد مورد ارزیابی آنها
مقیاس هوش هیجانی –عاطفی مولفه های هوش هیجانی و مهارت های مورد ارزیابی توسط هر مقیاس
درون فردی:

توجه به خود

خود آگاهی عاطفی

خود ابرازگری

استقلال

خود شکوفایی

میان فردی :

همدلی

مسئولیت اجتماعی

روابط میان فردی

مدیریت استرس:

تحمل استرس

کنترل تکانه

سازگاری:

واقعیت آزمایی

انعطاف پذیری

حل مساله

حالت عمومی:

خوش بینی

شادی

خود آگاهی و خود ابرازگری:             

به طور دقیق خود را دریافت کردن ،درک کردن و پذیرفتن

آگاهی داشتن  و درک کردن عواطف خود

ابراز کردن سازنده و موثر عواطف خود و فرد

متکی بر خود بودن و آزاد از وابستگی عاطفی بر دیگران

تلاش برای  رسیدن به اهداف شخصی و عملی کردن پتانسیل های فردی.

آگاهی اجتماعی و روابط میان فردی:

آگاهی و درک احساسات دیگران

هویت یابی از طریق عضو یت گروه های اجتماعی  و همکاری با دیگران

ایجا روابط رضایتمندانه دو طرفه  و ارتباط خوب با دیگران

مدیریت عواطف و تنظیم آن:

مدیریت عواطف به طور موثر و سازنده

کنترل عواطف به طور موثر و سازنده

مدیریت تغییر:

اعتبار بخشیدن به احساسات و تفکرات شخصی به طور هدفمند با واقعیت های خارجی.

سازگاری و تنظیم  عواطف و تفکرات فرد با موقعیت های جدید.

حل موثر مسائل فردی و میان فردی

خود انگیزه مندی:

مثبت بودن و دیدن طرف روشن و امید بخش زندگی

احساس رضایتمندی از خود ،دیگران و زندگی به طور کلی.

 

در  این مدل، هیجانی و عاطفی و باهوش بودن یعنی به طور موثر  خود را درک و ابراز کردن، دیگران را به خوبی درک کردن و با آنها ارتباط برقرار کردن و به طور موفق از عهده­ی مسئولیت­های روزانه، چالش ها و فشارها برآمدن است ، این هوش در درجه­ی نخست بنیانش در توانمندی­های درون فردی فرد  است طوری که از خودش آگاه بوده، از نقاط قوت و ضعفش را می داند و احساسات و افکارش را بدون تخریب دیگران ابراز می کند. در سطح میان فردی، به طور هیجانی و عاطفی باهوش بودن   یعنی دارای توانمندی آگاهی از عواطف و نیازهای دیگران، ایجاد و نگهداری همکاری­ها با دیگران، و روابط رضایت مندانه­ی دو طرفه داشتن با دیگران  می باشد. نهایتا میتوان باهوش بودن هیجانی و عاطفی را اینگونه معنی کرد که  فرد به طور موثرگونه ای تغییرات  شخصی، اجتماعی و محیطی را با استفاده از روش های مقابله ای منعطف و واقعیت مدار، حل مسائل و تصمیم گیری، مدیریت کند. برای این منظور فرد نیازمند مدیریت عواطف است تا آنها به نفع فرد عمل کنند نه برخلافش و او نیاز دارد  که به اندازه کافی خوشبین ،مثبت و خود شکوفا  باشد(دیتر – دیکارد 2008).

یکی از تغییرات بزرگی که در زندگی افراد اتفاق می افتد پذیرش نقش والدگری است که این تغییر می تواند استرس ها و هیجانات خاصی بدنبال داشته باشد ،هوش هیجانی  والدین می تواند نقش مهمی در مدیریت استرس ها و هیجانات بگذارد.

[1]- Bar-On، R.، & Handley، R

[2]- Sifneos

[3]-Alexithymia

[4]- Appelbaum

مطلب مشابه :  کیفیت زندگی از نظر علم روانشناسی