تحقیق درباره مزیت رقابتی، مزیت رقابتی پایدار، عرضه کنندگان، شرکت های فعال

دانلود پایان نامه

طریق کاهش دادن قیمت ها، نگرش تبلیغاتی ویژه و یا بهبود کالا و نوآوری حاصل شود. در دهه های بعدی، نویسندگانی نظیر هامل و پراهالاد2 در سال 1989 و دیکسون3 در سال 1992 در خصوص نیاز شرکت ها به یادگیری چگونگی خلق مزیت های جدیدی که آنها را یک قدم از رقبا جلوتر نگه دارد بحث کردند. (دیکسون،1992) آلدرسون را می توان جلوتر از زمان خود دانست چرا که به شرکت ها پیشنهاد کرد که به دنبال راه هایی باشند که آنها را از سایر رقبا متمایز می سازد.(2005، Ponte)
حدود یک دهه بعد، نویسندگان نظیر هال4 در سال 2001 و هندرسون5 در سال 1983به این مسئله اشاره کردند که شرکت ها باید در مقابل رقبای خود از یک مزیت منحصر به فرد برخوردار باشند تا بتوانند در صحنه فعالیت تجاری باقی بمانند.(هال،2001) این مباحث مبنای اصلی دستیابی به مفهوم رقابتی پایدار را تشکیل داد.
واژه دقیق مزیت رقابتی پایدار در سال 1985 به وجود آمد وقتی که پورتر انواع اصلی استراتژی های رقابتی را که یک شرکت باید به کارگیرد (رهبری هزینه یا تمایز) تا به مزیت رقابتی پایدار در درازمدت دست پیدا کند مورد بحث و بررسی قرار دارد. ولی تعریف قابل درک رسمی از این واژه ارائه نکرد. موسوندا برای اولین بار تعریف صحیحی از این واژه را به این ترتیب مطرح کرد:« زمانی می توان گفت یک شرکت مزیت رقابتی پایدار (SCA) را بدست آورده است که استراتژی خلق ارزشی را به کار گیرد که به طور همزمان توسط رقبای فعلی یا بالقوه مورد استفاده نباشد و وقتی که دیگر شرکت ها قادر به کپی کردن این استراتژی و استفاده از مزایای حاصل از آن نباشند» (2001، Musonda)
براساس تعریف موسوندا و تعاریفی که در کتاب فرهنگ لغت در خصوص واژه مزیت رقابتی پایدار ارائه شده است، می توان تعریف رسمی و قابل درکی از این واژه به صورت زیر بیان کرد:« مزیت رقابتی پایدار یک مزیت با دوام است که در نتیجه به کارگیری یک استراتژی منحصر به فرد خلق ارزش می شود که به طور همزمان توسط رقبای بالفعل و بالقوه به کار گرفته نشود و در عین حال امکان تقلید و کپی کردن منافع حاصل از این استراتژی توسط رقبا وجود نداشته باشد»( 2000، Hoffman)
منابع مزیت رقابتی پایدار
مزیت رقابتی پایدار در گرو آن است که رقبا قادر به تقلید استراتژی شرکت و در نتیجه بهره مندی از منافع حاصل از آن نباشند. چه منابعی می توانند چنین خصوصیتی داشته باشد؟ در پاسخ به این سؤال دی و وینزلی در سال 1988 به دو گروه از منابع که می توانند مزیت رقابتی ایجاد کنند اشاره کردند:
1- مهارت های برتر6: توانایی های ویژه کارمندان که آنها را از پرسنل شرکت های رقبا متمایز می سازد.
2- منابع برتر7: منابع ویژه ای که شرکت در اختیار دارد و به وسیله آنها توانمندی های خود را اعمال می کند.( 2004، Kurien)
نویسندگان دیگری روی مهارت ها و منابع خاصی که به ایجاد مزیت رقابتی پایدار کمک می کنند، بحث کردند.
برای مثال، موسوندا معتقد بود که شرکت ها برای دستیابی به منابع برتر باید منابع منحصر به فرد در اختیار داشته باشند. وی 4 ویژگی برای چنین منابعی برمی شمرد، ارزشمند، کمیاب، غیر قابل تقلید، غیر قابل جانشینی8: (2001 Musonda,)
1- ارزشمند: یک منبع ارزشمند شرکت را قادر می سازد که از فرصت های محیطی استفاده کند و تهدیدات موجود در محیط را خنثی نماید.
2- کمیاب: رقبا نباید مانند منابع شرکت را داشته باشند.
3- غیر قابل تقلید: کپی کردن آنچه شرکت در اختیار دارد باید برای رقبا غیر ممکن یا دشوار باشد. برای مثال فرهنگ سازمانی یا روابطی که شرکت با سهامداران و دیگر شرکت ها و افراد ذی نفع دارد.
4- غیر قابل جانشینی: رقبا قادر نباشند منابع جانشینی برای آن منابع پیدا کنند.
پاراهالاد و هنسون در سال 2000 پیشنهاد کردند که شرکت ها منابع و مهارت های خود را در جهت دستیابی به شایستگی های هسته ای9 (آنچه شرکت بهتر از رقبای خود انجام می دهد) با هم ترکیب کنند.
بنابراین، شرکت ها می توانند از طریق ترکیب منحصر به فرد مهارت ها و منابعی که در اختیار دارند به مزیت رقابتی پایدار دست یابند. (Henson,2004)
جف10 در سال 1997، چارچوب جدیدی را برای بررسی منابع عمومی مزیت رقابتی در سازمانی ها مطرح کرد. وی در این مدل بیان کرد که مزیت رقابتی از سه منبع حاصل می شود: (Jaffee,2004)
1- مالکیت (11)
2- تخصص (12)
3- دسترسی (13)

مطلب مشابه :  پایان نامه با واژه های کلیدی تلفن همراه، ارزش افزوده، خدمات ارزش افزوده، استفاده از تلفن همراه

شرکت ها از طریق مالکیت دارایی ها و عوامل تولید با ارزش (مالکیت) و یا به کمک دانش، شایستگی و قابلیت هدایت و مدیریت صحیح فرایندهای سازمانی(تخصص) و یا به دلیل دسترسی به بازارها، اطلاعات، منابع و مواد اولیه (دسترسی) می توانند به مزیت رقابتی دست یابند.
پورتر معتقد است آنچه به شرکت ها کمک می کند به مزیت رقابتی در یک صنعت دست یابند، نوآوری است. شرکت ها مزیت رقابتی را از طریق شناسایی یا کشف راه های جدیدتر و بهتر برای رقابت در یک صنعت ایجاد می کنند و از طریق آن از رقبا پیشی می گیرند. همان چیزی که از آن به عنوان نوآوری تعبیر می شود.
منابع نوآوری در صنایع از دیدگاه پورتر شامل موارد زیر است:
1- تکنولوژی جدید
2- کشف نیازهای جدید خریداران و یا تغییر در نیازها
3- ایجاد یا کشف بخش های جدید در بازار
4- تغییر در هزینه ها و دسترسی به ورودی ها
5- تغییر در قوانین و مقررات دولتی (1990، porter)
مدل پنج نیروی رقابتی پورتر
صنایع از نظر ماهیت رقابت، تا حد زیادی متفاوتند و همه صنایع فرصت های برابری برای سودآوری پایدار ارائه نمی کنند. پورتر معتقد است که در هر صنعتی چه در محیط داخلی و چ
ه بین المللی، ماهیت رقابت در 5 نیروی رقابتی گنجانده شده است.
1- تهدید رقبای جدید
2- تهدید محصولات و خدمات جایگزین
3- قدرت چانه زنی عرضه کنندگان
4- قدرت چانه زنی خریداران
5- رقابت بین رقبای موجود.
نمایشگر2-1) مدل پنج نیروی رقابتی

رقابت بین رقبای موجود

Porter, Michael E. 2003))
قدرت این 5 نیرو که سودآوری بلندمدت یک صنعت را تعیین می کند، از یک صنعت به صنعت دیگر متفاوت است. چرا که این 5 نیرو قیمت هایی که شرکت ها می توانند تعیین کنند، هزینه هایی که باید متحمل شوند و سرمایه گذاری که برای رقابت در صنعت نیاز دارند را شکل می دهند. تهدید ورود رقبای جدید، سود بالقوه کلی در یک صنعت را محدود می کند، چون رقبای جدید ظرفیت جدیدی را در بازار ایجاد می کنند و در پی سهمی از بازار هستند و موجب کاهش حاشیه سود می شوند.
خریداران و عرضه کنندگان قدرتمند سود را به نفع خودشان چانه زنی می کنند و موجب کاهش سود می شوند. رقابت شدید رقبا سود را به خاطر نیاز به هزینه های رقابت بیشتر (مثل هزینه های تبلیغات، هزینه های فروش یا R&D) کاهش می دهد.
وجود کالاهای جایگزین قیمتی که رقبا می توانند برای محصول تعیین کنند را کاهش می دهد.
قدرت هر یک از 5 نیروی رقابتی یک وجه از ساختار صنعت را نشان می دهد. با بررسی هر صنعت به کمک مدل پنج نیروی پورتر می توان به ویژگی های خاص پی برد و فرصت های بالقوه برای ورود به آن صنعت را شناسایی کرد. (2003، Porter)
موضع یابی و راهبردهای عام پورتر
شرکت ها باید یک موضع در صنعت برای خود انتخاب کنند.« موضع یابی شامل دیدگاه یک شرکت در مورد رقابت است.»(37، 1990، Porter).
موضع یابی، نگرش کلی شرکت در مورد رقابت، نه فقط محصول یا گروه مشتریان هدف را شامل می شود. در درازمدت، شرکت هایی در رابطه با رقبای خود موفق هستند که مزیت رقابتی با دوام در اختیار داشته باشند. از دیدگاه پورتر دو نوع اصلی از مزیت رقابتی وجود دارد:
هزینه کمتر14 و تمایز15
استفاده از مزیت هزینه کمتر به معنای توانایی شرکت در طراحی، تولید و بازاریابی یک محصول به صورتی کاراتر از رقبا با قیمتی برابر یا نزدیک به رقبا می باشد.
در اختیار داشتن مزیت رقابتی « هزینه کمتر» به معنای سود بیشتر است.
استفاده از مزیت تمایز به معنای توانایی ارائه ارزش برتر و منحصر به فرد به خریدار برحسب کیفیت محصول، ویژگی های خاص یا خدمات بعد از فروش است. تمایز به شرکت اجازه می دهد که به خاطر ویژگی های ممتاز قیمت بالاتری نسبت به رقبا برای محصول خود تعیین کند که نهایتاً به سود بیشتر منجر می شود. مزیت رقابتی از هر نوع به معنی بهره وری بالاتر از سایر رقبا می باشد، برای یک شرکت دستیابی به هر دو مزیت به طور همزمان دشوار است. البته شرکت ها می توانند با بهبود تکنولوژی یا روش های کار، همزمان هزینه را کاهش دهند و تمایز را بهبود بخشند .
مایکل پورتر چارچوبی را برای راهبردهای عام با توجه به دو نوع مزیت رقابتی- که قبلاً توضیح داده شد یعنی هزینه کمتر و ایجاد تمایز در کالا- توسعه داده است. در نمایشگر 2-2 ترکیب این دو منبع نشان داده شده است.
با توجه به حوزه ای که نیازهای بازار هدف تأمین می گردد( محدود یا وسیع)، چهار راهبرد عام ایجاد می شود: (Porter,1990)

مطلب مشابه :  منبع پایان نامه ارشد دربارهرهبری کارآفرینانه، اتوبوسرانی، صلاحیت شخصی، مبانی نظری

نمایشگر 2-2- راهبردهای رقابتی عام (ژنریک) (Porter,1990)

حوزه رقابتی

بازار وسیع

بازار محدود

مزیت رقابتی
هزینه کمتر تمایز
رهبری هزینه کم
تمایز در کالا
تمرکز بر روی هزینه
تمرکز بر روی تمایز در کالا

جهت دستیابی به مزیت رقابتی، شرکت باید نوع مزیت رقابتی مورد نظر خود را براساس هزینه یا ایجاد تمایز در محصول تعیین و حوزه بازار یا پهنای آمیخته محصولاتی را که با توجه به آن مزیت رقابتی بدست خواهد آمد، انتخاب نماید.(کلمز، 2003)
مدل الماس مزیت رقابتی پورتر16
موفقیت بین المللی یک ملت در یک صنعت خاص چگونه به دست می آید؟
پورتر درپاسخ به این سؤال مدل الماس ملی را ارائه کرد. پورتر در این مدل 4 ویژگی اصلی از یک ملت برشمرد که به محیطی که شرکت های داخلی در آن رقابت می کنند شکل می دهد و به ایجاد مزیت رقابتی کمک می کند و یا مانع آن می شود.عوامل تعیین کننده مزیت ملی17از دیدگاه پورتر در 4 گروه کلی دسته بندی می شوند که این چهار گروه خصوصیات ملی، در ایجاد مزیت رقابتی شرکت های یک کشور نقش اساسی دارند. این چهار خصیصه « الماس ملی» را تشکیل می دهند.
1- شرایط عوامل تولید18:وضعیت یک ملت در فاکتورهای تولید نظیر نیروی انسانی ماهر یا زیر ساخت ها برای رقابت در هر صنعتی ضروری است.
2- شرایط تقاضا19: این عامل ماهیت تقاضای داخلی برای محصول یا خدمت را در یک صنعت شامل می شود.
3- صنایع مرتبط و پشتیبانی کننده20: حضور یا عدم حضور صنایع عرضه کننده و صنایع مرتبط شامل کانالهای توزیع و … که در سطح بین المللی رقابت کنند، می تواند در موفقیت یک صنعت تاثیرگذار باشد.
4- راهبرد، ساختار و وضع رقابتی شرکت های فعال در صنعت21: نحوه سازماندهی شرکت ها و استراتژی هایی که در آنها به کار گرفته می شود می تواند در حضور موفق آنها در بازارهای بین المللی نقش مهمی داشته باشد. شرایط در یک کشور می تواند تعیین کننده چگونگی سازماندهی، مدیریت و ماهیت رقابت داخلی شرکت های فعال در آن کشور باشد. (Porter,1985)
اگر این 4 عامل به صورت موثری با هم تر
کیب شوند موفقیت شرکت های موجود در یک کشور را تضمین کنند.
نمایشگر 2-3- مدل ساده الماس ملی

مطلب مشابه :  پایان نامه با واژگان کلیدیخودپنداره، انضباط کارکنان، انضباط کارکنان

(Porter,1985)
هر چه محیط داخلی یک کشور برای یک صنعت خاص پویاتر و پرچالش تر باشد، احتمال موفقیت آن صنعت خاص در سطح بین المللی بیشتر است. چرا که شرکت ها را تشویق می کند که مزیت های خود را با گذر زمان بهبود بخشند و توسعه دهند.
به عبارت دیگر، کشورها در صنایع یا بخش هایی از صنعت موفق به حضور جهانی می شوند که «الماس ملی» در مطلوب ترین شرایط باشد.
هر چه محیط داخلی پویاتر باشد، بیشتر احتمال دارد که برخی شرکت ها شکست بخورند، بنابراین شرکت هایی که در چنین محیطی حضور موفق دارند در رقابت بین المللی هم موفق می شوند. (همان منبع) به علاوه الماس یک سیستم تقویت کننده دو طرفه22 است. به

دیدگاهتان را بنویسید